تبليغاتX
1001 كتاب كه بايد قبل از مرگ بخوانيم!
 
1001 كتاب كه بايد قبل از مرگ بخوانيم!
 
 
 

بي خبري- ميلان كوندرا- انتشارات روشنگران و مطالعات زنان - مترجم: فروغ پوريا ولي-  170 صفحه

آيا اين قصه يك مهاجر ت بيروني يعني از كشوري به كشور ديكر است؟ يا مهاجرت روح هايي است كه در قالب ها گرفتار نمي شوند و اين از مهاجرتي اجباري آغاز مي شود. حتي بازگشت آزادانه هم نمي تواند قالب هاي يك بازگشت متعارف را به اين آدمها تحميل كند. راستش كتاب 170 صفحه اي  ميلان كوندرا آنچنان مجذوبم كرده است كه نوشتن هرچيزي درباره اش بسيار سخت است.حتي براي من كه مطلقا منظورم نقد ادبي نيست و فقط حس و نظر خودم را نسبت به آنچه خوانده ام ابراز مي كنم . آنچه مرا شگفت زده كرد اين بود كه تصوير سازي كوندرا به گونه اي است كه بعضي صحنه ها سياه و سفيدند و بعضي ها رنگي. حتي گاهي در يك صحنه سياه و سفيد يك آدم با لباسهاي رنگي ايستاده است! من اگر فيلمساز بودم حتما اين حس را منتقل مي كردم. اوج لذت من از مضامين درهم تنيده كتاب جايي است كه زن داستان (ايرنا) از تمام آن سختي ها كه كشيده است احساس لذت مي كند و غم انگيزترين صحنه كتاب جايي است كه ثابت مي شود حتي در خاطرات مشترك هم حافظه دو نفر به يك ميزان اتفاقات را به خاطر نمي سپارند و همين مساله ساده مي تواند سرآغاز بسياري از افكار و روياها و حتي آرزوها باشد همه  بر پايه هيچ !

... و چند جمله از كتاب:

- اشتباه جبران ناپذير روزگار بي خبري: مردم در اين سن {20 سالگي} ازدواج مي كنند، بچه دار مي شوند، حرفه اي انتخاب مي كنند . بالاخره عقل رس مي شويم و خيلي چيزها را مي فهميم اما ديگر خيلي دير است چون تكليف همه عمرمان در مرحله اي كه هيچ چيز حالي مان نبوده معلوم شده !

-  ... به خوبي مي دانست كه حافظه اش از او بيزار است و هيچ كاري جز افترا زدن به او نمي كند. در نتيجه سعي مي كرد به حافظه اش اعتماد نكند و با زندگي اش مدارا كند...

-  درك تناقض رياضي نوستالژي مهم است: اين تناقض كه در ايام شباب هنگامي كه تنها بخش بسيار اندكي از عمر سپري شده ، بسيار قدرتمند است...

-  شور و حال، وفاداري، شور و عشق حقيقي، اين واژه ها در عين حال هم عظيم بودند و هم مبهم و قدرتشان دقيقا در ماهيت مبهمشان نهفته بود!

-  مفهوم خود عشق (عشق بزرگ، عشق اول و آخر) احتمالا از مرزهاي باريك زماني كه به ما اعطا شده ناشي مي شود. اگر اين زمان نا محدود بود ...ما كه تا چندي ديگر بايد بميريم، اصلا نمي دانيم...

- آيا قدرداني صرفا نام ديگري براي ضعف و وابستگي نيست؟ آنچه اكنون مي خواهد عشقي است كه در آن هيچ نشانه اي از قدرداني نباشد و مي داند كه بهاي عشقي از اين دست را بايد با عملي شجاعانه و مخاطره آميز بپردازد.

-------------------------------------------------------------------------------------------ميلان كوندرا------------------

میلان کوندرا در اول آوريل 1929 در كشور چكسلواكي به دنيا آمد و از سال 1975 تا كنون در كشور فرانسه زندگي ميكند. او فارغ التحصيل دانشكده سينمايي پراگ است و در دوران جنگ سرد از مبارزان سياسي دوره خود محسوب مي شده است. مي توان گفت آثار او بازتابي از دوره هاي مختلف زندگي پرماجراي خود اوست.  آثار ترجمه شده ميلان كوندرا به زبان فارسي عبارتند از:

  • شوخی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • عشق‌های خنده‌دار - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - اانتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • دون ژوان - ترجمهٔ آيسل برزگر - نشر سروینه
  • زندگی جای دیگریست
  • مهمانی خداحافظی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • والس خداحافظي ـ ترجمه ديگري از مهماني خداحافظي است.
  • کلاه کلمنتیس - ترجمهٔ احمد میرعلائی - نشر باغ نو
  • خنده و فراموشی - ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • بار هستی - ترجمهٔ پرويز همايون پور - نشر گفتار
  • ژاك و اربابش- ترجمهٔ فروغ پوریاوری - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • هنر رمان - ترجمهٔ پرويز همايون پور  - نشر گفتار
  • جاودانگي- ترجمه حشمت الله كامراني- نشر تنوير
  • آهستگی
  • وصایای تحریف‌شده (ترجمه‌ای با عنوان وصيت خيانت‌شده نیز انجام شده است)
  • هویت - ترجمهٔ پرویز همایون‌پور - نشر قطره
  • جهالت - ترجمهٔ آرش حجازي- انتشارات کاروان (ترجمه‌ای با عنوان بی خبری نیز انجام شده است)
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط سارا پارسي  | 

تيمبوكتو همان برزخ خودمان است. و اين رمان داستان زندگي سگي است  در ميان انسانها كه گاهي هم مي توان گفت زندگي انسانهايي است كه صاحبان اين سگ بوده اند. زيرا همه چيز با كيفيت مناسب و دقيقي در آينه ذهن آقاي بونز (سگ) منعكس مي شود. لحن داستان در تمام كلمات و جملات حفظ مي شود و من حتي از خواندن جزييات رفتار اولين صاحب سگ خسته نشدم. تقويت ديدگاه انساني نسبت به حيوانات كه داستان به خوبي آن را انجام مي دهد،  براي من كه به حيوانات حسي جز ترحم نداشته ام واقعا توانست مفيد باشد! اگرچه شايد اين آخرين هدف نويسنده از نوشتن اين رمان بوده باشد! به هرحال روند داستان اگرچه دائما غمگين كننده يا اضطراب آور نيست اما اين مضمون را كه ما در همين جهان درواقع در برزخ هستيم به خوبي منعكس مي كند.

"... از خودت مي پرسي براي چه اين همه تقلا؟ اين سگ دو زدن، غلتيدن در خاك، اين خزيدن دائمي به سوي نيستي براي چيست؟ حق داري از اين سئوالها بپرسي. من خودم بارها اين سئوالها را از خودم پرسيده ام و تنها جوابي كه بهش رسيده ام اين است كه جوابي ندارد. چون خودم اينطور خواسته ام. چون چاره اي نداشتم. چون اين سئوالها جواب ندارند."

تيمبوكتو- نوشته پل استر- نشر: افق- مترجم: شهرزاد لولاچي- 190 صفحه

------------------------------------------------------------------------------------------------پل استر--------------

پل استر با نام کامل پل بنجامین استر در تاریخ ۳ فوریه ۱۹۴۷ میلادی در نیویورک از پدر و مادری متعلق به طبقه متوسط به دنیا آمد. او در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و مدرک لیسانس و فوق لیسانس خود را از این دانشگاه دریافت کرد. استر بعد از پایان تحصیلاتش به فرانسه رفت و چهار سال در این کشور زندگی کرد و سپس در سال ۱۹۴۷ به آمریکا بازگشت. شهرت استر بیشتر به خاطر مجموعه «سه‌گانه نیویورک» به دست آمده است.همچنین از فیلمنامه‌های او می‌توان به «لولو روی پل» اشاره کرد. این نویسنده همچنین برخی از شهرت خود را مدیون برخی از رمان‌های پلیسی و جنایی است که بخش عمده‌ای از کار نویسندگی او را تشکیل می‌دهند. استر تا به امروز ۱۱ رمان و مجموعه داستان، یک مجموعه شعر، ۵ نمایشنامه و فیلمنامه و سه مجموعه مقاله و یا زندگی‌نامه خود نوشت (autobiography)، به انتشار رسانده است. (به نقل از خبرگزاري كتاب ايران)

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط سارا پارسي  | 

مترجم كتاب مي گويد:" شايد كسي نام مارك هادون را در عرصه ادبيات نشنيده باشد اما او با نگارش اين رمان قهرماني را به رمان دوستان بزرگسال و حتي نوجوان معرفي ميكند كه چيزي كم از هري پاتر ندارد. كريستوفر بون قهرمان رمان هادون، نوجواني دچار اوتيسم است كه در دنياي ايده آل خود زندگي مي كند... "

اين كتاب 16 جايزه به خود اختصاص داده است كه مهمترين آنها عبارتند از:

- بهترين كتاب داستاني سال وايت برد

- گاردين

- ساوت بانك شو

مارك هادون نويسنده، تصويرگر و فيلمنامه نويس انگليسي است كه اگرچه به نظر من شخصيت داستاني كريستوفر او قابل مقايسه با هري پاتر نيست اما توانسته است با لحني ظاهرا ساده و روايتي كودكانه، رماني جذاب را خلق كند كه پيچيده گي هاي شخصيتهايي به ظاهر ساده را آشكار مي كند. مردمي كه اگر از كوچه شان بگذري شايد آنها را عامي و كم هوش فرض كني اما هركدام مجموعه شگفت انگيزي از دانسته ها و منطق ها و ديدگاههاي منحصر به فرد  هستند. چيزي كه مرا جذب رمان كرد همين نكته است. زندگي يك تعميركار و همسر خانه دار ولي احساساتي و گاها عصبي او كه كودكي استثنايي دارند و با مشكلات تربيت و نگهداري اش دست و پنجه نرم مي كنند. اگر فرمولهاي رياضي و نمودارهاي پيچيده كتاب را حذف كنيم، به نظر من نثر روان و دلنشين داستان محفوظ تر خواهد ماند بويژه كه طرح بعضي از اين نظريه ها شبيه ابراز فضل نويسنده است! البته ترجمه سليس خانم شيلا ساساني نيا هم قابل تقدير است. ضمنا پايان داستان به اندازه تمام پايانهاي ماجراهاي روزانه خودمان، ساده و واقعي است. چند جمله از كتاب كه از زبان كريستوفر 15 ساله نوشته شده اند:

- من دوست ندارم اسمم به معناي داستاني درباره كمك و مهرباني باش. من دلم مي خواهد اسمم به معناي خودم باشد.

- در زندگي بايد تصميم هاي زيادي گرفت بنابراين بايد از قبل دليل اينكه چه چيزهايي را دوست داري و چه چيزهايي را دوست نداري بداني تا راحت تر انتخاب كني وگرنه تمام وقت آدم صرف اين مي شود كه از ميان كارهايي كه مي تواند انجام دهد كدام را انتخاب كند.

ماجراهاي عجيب سگي در شب- نويسنده: مارك هادون-  مترجم: شيلا ساساني نيا - انتشارات افق- 343 صفحه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط سارا پارسي  | 

توضیحات پشت کتاب: "كازوئو ايشي گورو در "هرگز رهايم مكن" ما را در برابر پرسش عظيم سرانجام انسان قرار مي دهد. اهدا كننده يا اهدا گيرنده كدام صاحب روحند؟ و اين همه در چهارچوب رماني بس جذاب، آسودگی و ركودمان را نشانه رفته است."

انتشارات ققنوس- سال 1386- ترجمه سهيل سمي-  ۳۶۷ صفحه- قيمت3500 تومان

شروع مي كنيم به خواندن. مهلت: 6/2/1388

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و حالا بعد از خواندن کتاب فکر می کنم کسی که آن توضیحات بالا را نوشته، اصولا گویا کتاب را نخوانده است! چون کتاب به هیچ وجه ما را با سرانجام انسان مواجه نمی کند و از اهداگیرندگان سخنی به میان نمی آورد. کلمه اهداگیرنده در آخرین سطور کتاب به صورت مبهم و با تصویری کلی از انسانهایی بی عاطفه و منفعل آمده است. قصه این داستان قصه روابط عاطفی میان دو زن و یک مرد است که از خردسالی تا نوجوانی را در یک پرورشگاه گذرانده اند و اگرچه این پرورشگاه محلی برای پرورش انسانهای الگوبرداری شده است و قرار است در نهایت یک یک اعضای بدن این دانش آموزان را از بدنشان بیرون بکشند تا برای معالجه انسانهای واقعی یا عادی استفاده شود اما کوچکترین اثری از تفاوت میان نسخه کپی و اصل حتی در همان بحث غایت و هدف زندگی وجود ندارد. دستمایه داستان جذاب است و روند ارائه اطلاعات به نوعی شبیه داستانهای جنایی آرام و با نشانه گذاری پیش می رود طوری که کشش داستان تا آخرین صفحات کتاب حفظ می شود. اگرچه به سادگی میتوان بسیاری از توصیفات را از سیر داستان حذف و روند داستان را بدون اینکه خدشه ای بر آن وارد شود سریعتر کرد. در هرحال منطق داستان از نظر من دچار اشکال است. داستان قطعه بریده شده ای از خاطرات یکی از زنهای قصه است اما هیچ تصویری از دنیای تکنولوژی زده ای که حاضر است آنقدر اعضای بدن این الگوهای انسانی را بردارد تا در اوج درد و رنج بمیرند،حتی در آینه ذهن راوی هم ارائه نشده است ویا اینکه چرا خود راوی ۱۲ سال پرستار مانده و اهداکننده نشده است. البته من منتقد ادبی نیستم و اینها نظریات سلیقه ای است. آخری اش هم اینکه: دریغ از یک جمله مفهومی که بتوانی زیرش خط بکشی! (البته شما شاید دوست نداشته باشید کتاب قصه از این جمله ها داشته باشد!)

 شما هم نظراتتان را بدهید و اگر دوست دارید می توانید آن را به صورت پست مجزا در اینجا درج کنید.

-------------------------------------------------------------------------------------

کازوئو ایشی‌گورو (Kazuo Ishiguro) (متولد ۸ نوامبر۱۹۵۴ درناگازاکی) نویسندهٔ انگلیسی ژاپنی تبار است. او در سال ۱۹۸۶برای کتاب هنرمندی در دنیای شناور برندهٔ جایزهٔ وایت‌برِد و در سال ۱۹۸۹ به خاطر کتاب بازماندهٔ روز برندهٔ جایزهٔ بوکر شد. کتاب‌های وقتی یتیم بودیم و هرگز رهایم مکن از او نیز به فهرست نهایی جایزهٔ بوکر راه یافتند.

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط سارا پارسي  | 
فهرست كتابهايي كه به فارسي ترجمه شده اند به نقل از سايت جيره كتاب به شرح زير هستند. يك نگاهي به فهرست بيانداز تا در قدم بعد، از اولين كتاب فهرست شروع كنيم!

۱- هرگز رهايم مكن - كازوئو ايشيگورو (ققنوس)
19- ماجراي عجيب سگي در شب - مايك هادون (افق)
50- سور بز - ماريو وارگاس يوسا (علم)
52- شيطان و دوشيزه پريم - پائولو كوئيلو (كاروان)
57- بي‌خبري - ميلان كوندرا (روشنگران)
63- آدمكش كور - مارگارت آتوود (ققنوس)
70- تيمبوكتو - پل استر (افق)
89- ساعتها - مايكل كانينگهام (كاروان)
90- ورونيكا تصميم مي‌گيرد بميرد - پائولو كوئيلو (كاروان)
92- خداي چيزهاي كوچك - آرونداتي روي (علم)
93- خاطرات يك گيشا - آرتور گلدن (سخن)
145- عروس فريبكار - مارگارت اتوود (ققنوس)
155- جاز - توني موريسون (آفرينه)
189- بيلي بت‌گيت - اي.ال. دكتروف (طرح‌‌نو)
190- بازمانده روز - كازوئو ايشيگورو (كارنامه)
194- تاريخ محاصره ليسبون - خوزه ساراماگو (علم)
195- مثل آب براي شكلات - لورا اسكوئيل (روشنگران)
215- كبوتر - پاتريك زوسكيند (مركز)
219- سه گانه نيويورك - پل استر (افق)
223- دلبند - توني موريسون (روشنگران و چشمه)
236- عشق در زمان (سال‌هاي) وبا - گابريل گارسيا ماركز (ققنوس)
242- سرگذشت نديمه - مارگارت اتوود (ققنوس)
251- سال مرگ ريكاردو ريش - خوزه ساراماگو (هاشمي)
252- عاشق - مارگاريت دوراس (نيلوفر)
253- امپراطوري خورشيد - جي.جي. بالارد (چشمه)
256- بار هستي - ميلان كوندرا (گفتار / قطره)
261- شرم - سلمان رشدي (تندر)
266- زندگي و زمانه مايكل ك - جي.ام. كوتسيا (فرهنگ نشر نو)
274- منظره پريده رنگ تپه‌ها - كازوئو ايشي گورو (نيلا)
276- خانه ارواح - ايزابل آلنده (قطره)
286- آوريل شكسته - اسماعيل كاداره (مركز)
287- در انتظار بربرها - جي.ام. كوتسيا (پلك)
288- بچه‌هاي نيمه‌شب - سلمان رشدي (تندر)
294- نام گل سرخ - اومبرتو اكو (شباويز)
294- كتاب خنده و فراموشي - ميلان كوندرا (روشنگران)
300- اگر شبي از شبهاي زمستان مسافري - ايتالو كالوينو (آگاه)
322- آماتورها - ريچارد بارتلمي (كلاغ سفيد)
331- برج - جي.جي. بالارد (چشمه)
335- رگتايم - اي. ال دكتروف (خوارزمي)
324- پاييز پدرسالار - گابريل گارسيا ماركز (حكايتي ديگر)
338- آبروي از دست رفته كاترينا بلوم - هاينريش بل (نيلوفر)
346- مامور معتمد - گراهام گرين (نيلوفر)
349- سولا - توني موريسون (قله)
350- شهرهاي نامرئي - ايتالو كالوينو (باغ نو / پاپيروس)
359- سيماي زني در ميان جمع - هاينريش بول (آگاه)
365- آبي‌ترين چشم - توني موريسون (ويستار)
366- ترس دروازه‌بان از ضربه پنالتي - پتر هاندكه (فصل سبز)
375- سلاخ‌خانه شماره 5 - كورت ونه‌گات (روشنگران و مطالعات زنان)
389- 2001، يك اديسه فضايي - آرتور سي. كلارك (نقطه)
390- آيا آدم مصنوعي‌ها خواب گوسفند برقي مي‌بينند؟ - فيليپ ك. ديك (روشنگران)
393- در قند هندوانه - ريچارد براتيگان (چشمه)
399- صد سال تنهايي - گابريل گارسيا ماركز (اميركبير)
400- مرشد و مارگاريتا - ميخائيل بولگاكف (فرهنگ نشر نو)
402- شوخي - ميلان كوندرا (روشنگران)
410- نايب كنسول - مارگاريت دوراس (نيلوفر)
424- شيدائي لول و. اشتاين - مارگاريت دوراس (نيلوفر)
427- گهواره گربه - كورت ونه‌گات (افق)
433- حباب شيشه - سيلويا پلات (نشر باغ)
436- پرواز بر فراز آشيانه فاخته - كن كيسي (هاشمي)
439- منطقه مصيبت‌زده شهر - جي.جي. بالارد (جوانه رشد)
441- هزارتوهاي بورخس - خورخه لوئيس بورخس (كتاب زمان)
445- فرني و زوئي - جي.دي. سالينجر (نيلا)
448- سولاريس - استانسيلاو لم (فارياب)
449- موش و گربه - گونتر گراس (فرزان روز)
462- طبل حلبي - گونتر گراس (نيلوفر)
466- بيليارد در ساعت نه و نيم - هاينريش بل (سروش)
468- يوزپلنگ- جوزپه تومازي دي لامپه دوزا (ققنوس)
472- همه چيز فرو مي‌پاشد - چينوا آچيه (جوانه رشد / سروش / آستان قدس رضوي)
485- پنين - ولاديمير ناباكوف (شوقستان)
486- دكتر ژيواگو - بوريس پاسترناك (ساحل)
494- ارباب حلقه‌ها - جي. آر. آر. تالكين (نگاه)
495- معماي آقاي ريپلي - پاتريشيا هاي اسميت (طرح نو)
499- آمريكايي آرام - گراهام گرين (خوارزمي)
500- آخرين وسوسه مسيح - نيكوس كازانتزاكيس (نيلوفر)
503- سلام بر غم - فرانسواز ساگان (هرم)
508- سالار مگس‌ها - ويليام گلدينگ (رهنما)
511- خداحافظي طولاني - ريموند چندلر (روزنه‌كار)
519- قاضي و جلادش - فردريش دورنمات (ماهي)
521- مرد پير و دريا - ارنست همينگوي (نگاه)
522- شهود - فلنري اوكانر (نشر نو)
525- مالون مي‌ميرد - ساموئل بكت (پژوهه)
527- امپراطوري كهشكشانها (سه كتاب) - ايزاك آسيموف (شقايق)
529- ناطوردشت - جي.دي. سالينجر (نيلا)
530- انسان طاقي - آلبر كامو (قطره)
535- مرد سوم - گراهام گرين (برگ / ني)
539- من، روبوت - ايزاك آسيموف (پاسارگاد)
547- 1984 - جورج اورول (نيلوفر)
559- طاعون - آلبر كامو (نيلوفر)
564- قلعه (مزرعه) حيوانات - جورج اورول (جامي)
551- جان كلام - گراهام گرين (نيلوفر)
569- مسيح هرگز به اينجا نرسيد - كارلو لوي (هرمس)
570- لبه تيغ - ويليام سامرست موام (فرزان روز)
579- بيگانه - آلبر كامو (نيلوفر)
589- جلال و قدرت - گراهام گرين (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)
592- خوشه‌هاي خشم - جان استاين‌بك (اميركبير)
574- شازده كوچولو - آنتوان دو سنت اگزوپري (اميركبير)
576- بازي مهره شيشه‌اي - هرمان هسه (فردوس)
578- برخيز اي موسي - ويليام فاكنر (نيلوفر)
587- زنگها براي كه به صدا در مي‌آيند - ارنست همينگوي (صفي عليشاه)
599- خواب گران - ريموند چندلر (كتاب ايران)
602- تهوع - ژان پل سارتر (نيلوفر)
603- ربه‌كا - دافنه دو موريه (جامي / جاويدان)
605- صخره برايتون - گراهام گرين (ثالث)
606- ينگه دنيا - جان دس‌پس (هاشمي)
608- موشها و آدمها - جان استاين‌بك (اساطير)
610- هابيت - جي. آر. آر. تالكين (پنجره)
611- سال‌ها - ويرجينيا وولف (اميركبير)
615- داشتن و نداشتن - ارنست همينگوي (اميركبير)
619- بر باد رفته - مارگارت ميچل (نگاه)
622- ابشالوم، ابشالوم - ويليام فاكنر (نيلوفر)
628- آنها به اسبها شليك مي‌كنند - هوراس مكوي (باغ نو / نشر نو)
643- اتوبيوگرافي آليس بي. تكلاس - گرترود استاين (آگاه)
648- سفر به انتهاي شب - لوئي فردينان سلين (جامي)
649- دنياي قشنگ نو - آلدوس هاكسلي (نيلوفر)
654- امواج - ويرجينيا وولف (مهيا)
655- كليد شيشه‌ي - داشيل همت (روزنه‌كار)
663- وداع با اسلحه - ارنست همينگ‌‌وي (نيلوفر)
664- خرمن سرخ - داشيل همت (روزنه‌كار)
667- در غرب خبري نيست - اريك ماريا رمارك (جويا / ناهيد)
671- خشم و هياهو - ويليام فاكنر (نگاه)
675- ارلاندو - ويرجينيا وولف (اميركبير)
683- ناديا - آندره برتون (افق)
684- گرگ بيابان - هرمان هسه (اساطير)
685- در جستجوي زمان از دست رفته - مارسل پروست (مركز)
686- به سوي فانوس دريايي - ويرجينيا وولف (نيلوفر)
688- آمريكا - فرانتس كافكا (هاشمي)
691- قصر - فرانتس كافكا (نيلوفر)
692- شوايك - ياروسلاو هاشك (چشمه)
698- خانم دالو ري - ويرجينيا وولف (رواق زمان نو)
699- گتسبي بزرگ - اف. اسكات فيتز جرالد (نيلوفر)
701- محاكمه - فرانتس كافكا (نيلوفر)
704- بيلي باد ملوان - هرمان ملويل (فردا)
706- كوه جادو - توماس نان (نگاه)
707- ما - يوگني زامياتين (نشر ديگر)
714- گاردن پارتي - كاترين منسفيلد (خانه آفتاب)
717- سيذارتا - هرمان هسه (اساطير)
722- ببيت - سينكلر لوييس (نيلوفر چشمه)
724- روباه - دي.اچ.لارنس (باغ نو)
726- عصر بيگناهي - اديت وارتون (جار / فاخته)
736- چهره مرد هنرمند در جواني - جيمز جويس (نيلوفر)
741- پايبنديهاي انساني - ويليام سامرست موام (چشمه)
746- روزالده - هرمان هسه (دبير)
750- مرگ در ونيز - توماس مان (نگاه)
757- مارتين ايدن - جك لندن (تندر)
762- پاشنه آهنين - جك لندن (نشر خيزاب)
765- مادر - ماكسيم گوركي (هيرمند)
766- مامور سري - جوزف كنراد (بزرگمهر)
780- دل تاريكي - جوزف كنراد (نيلوفر)
781- درنده باسكرويل - سر آرتور كونان دويل (هرمس)
782- بودنبروك‌ها (زوال يك خاندان) - توماس مان (ماهي)
785- لرد جيم - جوزف كنراد (نيلوفر)
795- كجا مي‌روي - هنريك سينكويچ (سمير)
797- ماشين زمان - هربرت جورج ولز (انتشارت علمي و فرهنگي)
799- جود گمنام - تامس هاردي (گل مريم / شقايق)
808- تس - تامس هاردي (دنياي نو)
809- تصوير دوريان گري - اسكار وايلد (دبير / كمانگير)
813- گرسنه - كنوت هامسون (نگاه)
824- ژرمينال - اميل زولا (نيلوفر)
825- ماجراهاي هاكلبري فين - مارك تواين (خوارزمي)
826- بل آمي - گي دو موپوسان (مجيد)
829- مرگ ايوان ايليچ - لئون تولستوي (نيلوفر)
831- جزيره گنج - رابرت لوئي استيونسون (هرمس)
837- برادران كارامازوف - فئودور داستايوسكي (ناهيد)
839- بازگشت بومي - تامس هاردي (نشر نو)
840- آنا كارنينا - لئون تولستوي (نيلوفر)
842- خاك بكر - ايوان‌سرگي‌يويچ تورگنيف (اميركبير)
844- دست تكيده - تامس هاردي (تجربه)
846- بدور از مردم شوريده - تامس هاردي (نشر نو)
848- دور دنيا در هشتاد روز - ژول ورن (دنياي كتاب)
853- مديل مارچ - جورج اليوت (دنياي نو)
857- جنگ و صلح - لئون تولستوي (نيلوفر)
858- تربيت احساسات - گوستاو فلوبر (مركز)
861- ابله - فئودور داستايوسكي (چشمه)
862- ماهسنگ (سنگ ماه) - ويلكي كالينز (سنبله / مجرد)
863- زنان كوچك - لوئييز مي آلكوت (قدياني)
866- سفر به مركز زمين - ژول ورن (دنياي كتاب)
867- جنايت و مكافات - فئودور داستايوسكي (خوارزمي)
868- آليس در سرزمين عجايب - لوئيس كارول (مركز)
871- يادداشتهاي زيرزميني - فئودور داستايوسكي (علمي و فرهنگي)
873- بينوايان - ويكتور هوگو (جاويدان / اميركبير / توسن)
874- پدران و پسران - تورگنيف (علمي و فرهنگي)
875- سيلاس ماينر - جورج اليوت (دنياي نو)
876- آرزوهاي بزرگ - چارلز ديكنز (علمي و فرهنگي)
879- آسياب كنار فلوس (آسياب رودخانه فلاس) - جورج اليوت (نگاه / واژه)
883- داستان دو شهر - چارلز ديكنز (فرزان روز)
884- ابلوموف - ايوان گنچاروف (اميركبير)
886- مادام بواري - گوستاو فلوبر (مجيد)
891- ويلت - شارلوت برونته (پيمان)
893- كلبه عمو توم - هريت بيچر استو (اميركبير)
896- موبي‌ديك - هرمان ملويل (اميركبير)
898- ديويد كاپرفيلد - چارلز ديكنز (اميركبير)
902- بلنديهاي بادگير - اميلي برونته (نگاه)
903- آگنس گري - آن برونته (آفرينگان)
904- جين اير - شارلوت برونته (جامي)
906- كنت مونت كريستو - الكساندر دوما (هرمس)
908- سه تفنگدار - الكساندر دوما (هرمس / زرين، گوتنبرگ)
912- آرزوهاي بر باد رفته - انوره دو بالزاك (اميركبير)
918- اوليور تويست - چارلز ديكنز (مركز)
920- بابا گوريو - اونوره دو بالزاك (ققنوس)
921- اوژني گرانده - اونوره دو بالزاك (جاده ابريشم / سپيده)
922- گوژپشت نوتردام - ويكتور هوگو (جاودان خرد)
923- سرخ و سياه - استاندال (نيلوفر)
930- آيوانهو - سر والتر اسكات (توسن)
933- وسوسه - جين اوستين (اكباتان)
936- اما - جين اوستين (فكر روز)
937- پارك منسفيلد - جين اوستين (كوشش)
938- غرور و تعصب - جين اوستين (نشر ني)
940- عقل و احساس - جين اوستين (نشر ني)
953- زندگاني و عقايد آقاي تريسترام شندي - لارنس اشترن (تجربه)
955- اعترافات - ژان ژاك روسو (نيلوفر)
959- رنج‌هاي ورتر جوان - يوهان ولف‌گانگ فون گوته (موسسه نشر تير)
966- اميل: رساله‌اي در باب آموزش و پرورش - ژان ژاك روسو (ناهيد)
967- برادرزاده رامو - دنيس ديدرو (البرز)
970- كانديد - ولتر (جوانه توس / دستان / بهنود)
975- سرگذشت تام جونز: كودك سر راهي - هنري فيلدينگ (نيلوفر)
983- سفرهاي گاليور - جوناتان سويفت (انتشارات علمي و فرهنگي)
987- رابينسون كروزوئه - دانيل دفو (جامي)
992- دن كيشوت - سر وانتس (روايت + نيل)
996- هزار و يكشب - عبداللطيف تسوجي تبريزي (هرمس)
1001- حكايتهاي ازوپ - ازوپ (هرمس)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط سارا پارسي  | 

هريك از اهالي كتاب و مطالعه، روش ويژه خود را براي انتخاب سير مطالعاتي اش دارد. روشي كه گاه منحصر به فرد است. روش من سالهاست كه روشي كاملا حسي است. هر از چند گاهي به شهركتاب يوسف آباد، ميرداماد و يا بازارچه كتاب نازنين ميدان انقلاب مي روم و چند ساعتي فقط تماشا مي كنم و چندتا كتاب مي خرم و مي گذارم توي كتابخانه ام. هر دو سه هفته يكبار مي روم سر كتابخانه و يك يا دو كتاب را همينطوري برمي دارم و شروع مي كنم به خواندن. شايد از ميان كتابهاي كه سال قبل يا چندماه قبل خريده ام. اما هميشه همان كتابي را مي خوانم كه بايد مي خواندم و مطالبي را در آنها مي يابم كه سئوال و مشغله ذهني همان روزهاي من هستند. گاهي هم از بين كتابهايي كه توي مجلات يا روزنامه ها درباره شان حرفي مي شنوم يكي را از كتابخانه مي گيرم و همين نكته كه الان موقع خواندن همين كتاب بوده است، رخ مي دهد. چند وقت پيش دوست خوبم (3)، از فهرست 1001 كتابي برايم گفت كه بيست نفر از سرشناس ترين منتقدين جهان گفته اند بايد قبل از مرگ خواند و سايتي را معرفي كرد كه در آن عنوان 220 كتاب از آن فهرست 1001 تايي كه به فارسي ترجمه شده اند را، ارائه كرده است. كل اين فهرست، امروز براي من همان حسي را ايجاد كرده است كه انتخاب بي قاعده و سرگردان كتابهاي پشت ويترين برايم داشته اند. اين فهرست بايد چيزي برايم داشته باشد و من بايد به همين ترتيب كه نمي دانم چه ترتيبي است آنها را بخوانم. براي اين كار توي كتابخانه ملي عضو شده ام و نسبت به حجم هر كتاب، هر چند روزي، يكي از كتابها را معرفي مي كنم تا تو دوست عزيز، تو هم بخواني و نظر بدهيم همگي. نمي دانم تو سير مطالعاتي ات را چطور تعريف كرده اي ولي اگر حس كردي اين روش برايت دلنشين است، همراه شو!

 

پي نوشت:

1- خواهر عزيزتر از جانم كتاب 1001 Books You Must Read Before You Die را برايم خريده است و الان كتاب در راه است! وقتي برسد، آن رديف هايي كه به فارسي ترجمه نشده اند را هم معرفي مي كنم.

2- تصميم دارم حتي اگر كتابي را خوانده ام، دوباره آن را بخوانم گويا كه بار اول است چون بعضي از كتابها را 16 سال قبل خوانده ام!

3- من همين جا از دوست خوبم خواهش مي كنم وبلاگ بزند تا من آدرس بدهم به وبلاگش و اينطوري احساساتم پرپر نشود توي دنياي مجازي!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط سارا پارسي  | 
 
  بالا